ثبت نام | ورود

خوش آمدید: مهمان
خانه | لیست مطالب | ارسال مطلب | فروشگاه الکترونیکی

منو اصلي
فروشگاه الکترونیکی دوستان

دانلود نرم افزار

لينک باکس
ایران شادی
تهران مانیا
ایران من
پارس اخبار
سايت جديد جوان
نقشه سايت
دنياي خنده و طنز
اس ام اس SMS
فال و طالع بینی
علمي و آموزشي
گوشي همراه (موبايل)
فن آوري اطلاعات
آموزش کامپيوتر
راه کار هاي زيبايي
طنز و سرگرمي
عاشقانه
خواستگاري و ازدواج
چاقي و لاغری
دانلود و معرفي نرم افزار
مباحث مذهبي
تصاوير جالب و ديدني
آخرين مطالب ارسال شده
سايت هاي همکار






منتخب برای شما


خانه:: لیست موضوعات:: علمی و فرهنگی، آموزشی:: فرهنگی::نمایش مطلب

دلتنگی

  اضافه به برگزیده ها | نسخه چاپی  
 اطلاعات کاربر:
 
 نويسنده مطلب:  پرواز
 محل کاربر: تهران
تمام مطالب کاربر: تمام مطالب توسط پرواز
 
اطلاعات مطلب:
ارسال شده در: جمعه 17 آذر 1385

متن مطلب:
گزارش مطلب در صورت اهانت آمیز بودن
نمایش داده شده: 278 دفعه 
 اندازه متن:  1  2  3  4 


چه غریب است این حال! و چه در کمین! خاموش و ندیدنی است و به هنگام قوی پنجه و گریبان دَر! درست همان موقع که فراموشش کرده ای هویدا می شود، آنچنان قدرتمند و واضح که گویی همیشه بوده و از رگ گردن نزدیکتر. دلتنگی را می گویم . آن حس غریب قریب. آن حالت بی دلیل. زوزه سترگ یک گرگ. عظمتی که چون بهمنی بند یک تلنگر است. درست مثل حجم هراس آوری از یخ که آرام و بی صدا، منتظر آن جرقه بی ارزشی است تا بر سر هر کس و هر چیز آوار شود. هیچ دلیلش نیست. گاه از صدای پتکی ذره ای از جا نمی خزد و گاه از خشّستی ناچیز، همچون دیو دیوانه ای که پشه در بنی اش خزیده باشد از جای می پرد و عالمی آشوب می کند. هیچ دلیلش نیست دلتنگی. ابن الوقت ابن الوقت.
غم نیست این حال. غم کوچک است و مبتذل.گاه شود که در بطن فاجعه ای عظیم، زلزله ای، سیلی، آتشی؛ غم دنیا را تجربه کنی و در همان حال با پنجه های خونین و پاهای شکسته در پی نجات خود و دیگران باشی و گاه شود به دیدن چیزِ به عرف ناچیزی، مردن گربه ای، دیدن فقیری، دخترکی گلفروش، آنچنان دلتنگی برتو هجوم آورد که ویرانت کند. نه اشکی نه آهی نه حتی حرفی، فقط ویرانی، سکوت ... وحتی نه؛ که شود بیش بگویی و بخندی و بخندانی و بخری و بخوری و این دیو عظیم، به حجم خرچنگی پر از دود و غبار، گلویت را آنچنان چسبیده باشد که حتی بغضی آن طرف، راه نیابد. فراموشی، این مرهم عمیق ترین زخمهای دردآور و غم فزا، دلتنگی را پشیزی چاره نیست.
دلتنگی چون بهمن است، غم موج . موج می آید و می رود، گاه به کندی گاه به تندی ولی به قاعده: موجی می آید و دیگری از پسش و هرکدام را بازگشتی. بهمن که آمد گریزی نیست، و بازگشتی هم. می آید که ببلعد و بماند.
دلتنگی، در دل بهمن از درون یخ بستن است. زوزه گرگ نا امیدی در شب سرد. ایاس.
دلتنگم

↓ تبلیغات و فروشگاه اینترنتی ↓

 وضعیت: فعال


تبليغات
مطالب روز
زن بزرگتر ازشوهر عیب دارد؟
مركب شیطان
رانده شدن شیطان
علماء امامیه زحمت ها..
مناظره امام رضا(ع )..
109 هدیه ،..
448 اسم اعظم خداوند
334 راه اداء دین
2 دستهایم رو..
معروفترین ابزار فشرده سازی..
نان سبوس دار بهتر است
هیولاى درون !
حقوق روزنامه نگاران در..
نقش تغذیه در کاهش..
ورود خودكار به ویندوز
توصیه های بهداشتی در..
یک تصویر پس زمینه..
از برترین آنتی ویروس..
وضعیت فروش ژاپنی ها..
ابی ظالم..
یه دلتنگیه دیگه
آنچه در مورد آی..
او را تشویق كنید..
بهترين ها
بهترین لینک ها

 جستجو برای:     فقط با عکس:   آمار سايت:
 جستجو در:   جستجو پیشرفته    

همکاری تبلیغاتی | نقشه سایت | شرایط استفاده | تماس با ما |