ثبت نام | ورود

خوش آمدید: مهمان
خانه | لیست مطالب | ارسال مطلب | فروشگاه الکترونیکی

منو اصلي
فروشگاه الکترونیکی دوستان

دانلود نرم افزار

لينک باکس
ایران شادی
تهران مانیا
ایران من
پارس اخبار
سايت جديد جوان
نقشه سايت
دنياي خنده و طنز
اس ام اس SMS
فال و طالع بینی
علمي و آموزشي
گوشي همراه (موبايل)
فن آوري اطلاعات
آموزش کامپيوتر
راه کار هاي زيبايي
طنز و سرگرمي
عاشقانه
خواستگاري و ازدواج
چاقي و لاغری
دانلود و معرفي نرم افزار
مباحث مذهبي
تصاوير جالب و ديدني
آخرين مطالب ارسال شده
سايت هاي همکار






منتخب برای شما


خانه:: لیست موضوعات:: طنز:: لطیفه::نمایش مطلب

جوک-12

  اضافه به برگزیده ها | نسخه چاپی  
 اطلاعات کاربر:
 
 نويسنده مطلب:  پرواز
 محل کاربر: تهران
تمام مطالب کاربر: تمام مطالب توسط پرواز
 
اطلاعات مطلب:
ارسال شده در: یکشنبه 31 اردیبهشت 1385

متن مطلب:
گزارش مطلب در صورت اهانت آمیز بودن
نمایش داده شده: 675 دفعه 
 اندازه متن:  1  2  3  4 

آیا می دونید چرا نه نه حوا خوشبخت بوده؟ برای این که شوهرش آدم بوده.
روزی نه نه حوا می ره دم خونشون، در می زنه، بعد حضرت آدم می گه: کیه؟ نه نه حوا می گه: خودت و لوس نکن، منم.
سعید فلاح
یه روز به یک مرد می گن: یک جمله بساز که توش آب باشه؟
می گه: لوله آب.
یک روز، یک پرتغال خودشو می زنه به دیوار، اون یکی پرتغال می گه: چرا خود تو می زنی به دیوار؟
می گه: چون می خوام پرتغال خونی بشم.
یه روز، یه چس ویک گوز می رن یه مردی رو بکشند، چس به گوز می گه: تو صداش کن، من خفش می کنم.
دزدی پول های مردی رو می دزده و فرار می كنه.
مرده دنبال دزده می دوه و داد میزنه: آی دزد.......
یهو دزده می ایسته و پول ها را به سمت مرده پرت می كنه و می گه : بیا ندید بدید !!!
اولی: زودباش قطار میره
دومی :کجا میخواد بره بلیط دست منه .
یه کوره می ره آشپزخونه، دستش می خوره به رنده، می گه: این چرت و پرت ها چیه این جا نوشتن!
یه سوسکه می ره جلوی آینه، میگه: وای سوسک!!
یه آبشار رژیم می گیره، تف می شه.
یه اصفهونی موز میخوره، معدش تعجب میکنه.
یه اخی میره پنجاه تومن میندازه صندوق صدقات، میبینه قوچعلی داره از اون ور خیابون بهش می خنده، فکر میکنه کم انداخته، یه دویست تومنی میندازه، می بینه قوچعلی باز داره می خنده، فکر می کنه ضایس، یه پونصد تومنی در میاره، می بینه باز می خنده، خلاصه یه هزاری در میاره میندازه تو صندوق، می بینه قوچعلی دلشو گرفته قاه قاه می خنده. میره اون ور خیابون به قوچعلی میگه: آخه آمو برای چی می خندی؟ کار من کجاش خنده داره؟
قوچعلی میگه: ه ه ه ...این خو گوشی نداره.
یکی تو مسابقه ۲۰ سوالی شرکت می کنه، از قبل با پارتی جوابو که ۲چرخه بوده بهش میگن و ازش میخوان برای اینکه کسی نفهمه چندتا سوال الکی بپرسه. طرف میگه:
-هویجه؟؟؟ میگن نه . میگه پس دوچرخست........
یه روز یزدیا میان تهرون ، به تهرونیا می گن: شما چرا از ما یزدیا جك نمی سازین و فقط جك هاتون از غضنفر و قوچعلی یه؟
تهرونیا می گن : شما هم باید یه سوتی بدین ، بعدا برا شما هم جك می سازیم.
خلاصه بعد از مدتی یزدیا میان تهرون می گن: آقا بیایین یزد ، ما وسط كویر سد زدیم. تهرونیا میرن یزد كه سد رو ببینن و از یزدیا جك بسازن. میرن وسط كویر ، می بینن بله، یه سد وسط كویره ، یهو نگاه می كنن ، می بینن بالای سد غضنفر و قوچعلی نشستن دارن ماهی می گیرن!!
یه روز یه زنه پا شو میذاره روی سو سک .
بعد سو سکه بلند می شه و می گه پهلو انان
نمی میرند
روزی گوسفندی نخ میخوره، تسبیح پس می ده.

یه روزی غضنفر با پسرش گر گم به هوا بازی میکنه جو زده میشه بچشو میخوره
یک روز غضنفر دماغشو بالا می کشه چشاش سبز می شه
یه روز از ۱۱۰ میان یه مرده رو بگیرن مرده می زنه مامور ۱۱۰ رو میکشه بعد از اون میگفتند پلیس ۱۰۹ ها ها ها ها
یه آبادانیه وسط خیابون ایستاده بوده یه هو می بینه سیل داره همه جا رو می گیره . عینک ریبونشو در می آره می زاره رو دمپایی ابریش هل می ده رو آب می گه تو خودته نجات بده مو یه خاکی تو سروم می کونوم
به قوچعلی میگن شما ها بینتون آدم مشهور هم هست ؟
قوچعلی میگه : ها بو نه پس سوفیا ...؟ ... هاردی اینا کین ؟
گرگه میره دم در خونه شنگول و منگول میگه منم منم مادرتون زود باشین در رو باز كنین. شنگول میگه غلط كردی ما آیفون تصویری داریم
یه روز یه مرده می ره نونوایی دید صف مردونه شلوغه رفت توصف زنونه ایستاد و گفت : '' آقا مادرم گفت یه نون بدین''
یه روز یه مرده تو خیابون می گوزه برای انکه

ضایع نشه می گه :

گوزی ..گوز..........

گوزی ..گوز.......

به یارو می گن با مردان آنجلس جمله بساز میگه دسشویی مردا نه آنجلس..........
یارو داشته پسرشو در مورد ازدواج نصیحت می كرده، می گه: پسرم خواستی زن بگیری، برو از فامیل زن بگیر.. ببین تو همین دور وبر خودمون، داییت رفته زن داییت رو گرفته... عموت رفته زن عموت رو گرفته... حتی خود من، اومدم مادرت رو گرفتم!

عربه داشته زن می گرفته، ازش می پرسن: جشن عروسیت رو كجا می گیری؟ می گه: تو یك مدرسه! می گن: آخه چرا مدرسه؟! عربه می گه: ولك آخه خـَیـلی كلاس داره!

میزبان از یكی از مهمان‏ها خواست آواز بخونه. مهمون گفت: آخه دیروقته، همسایه‏ها ناراحت می‌شن. میزبان گفت: اصلاً مهم نیست. سگ اونا هر شب تا صبح پارس می‌كنه
چهارتا آبادانی می خواستند از مرز خارج بشن, تصمیم می گیرند پوست گوسفند بپوشند و قاطی گوسفندها با گله حركت كنند. درست در لحظه ای كه می خواستند از مرز خارج بشن, نیروهای انتظامی فریاد می زنند: آهای اون چهارتا آبادانی بیان بیرون از گله. آنها با تعجب خارج میشن و می‌پرسند شما از كجا فهمیدین كه ما آبادانی هستیم؟ مامورا می‌گن: از اونجایی كه گوسفندها عینك ری بن نمی‌زنند.

غضنفر و زنش دعواشون شده بوده، ‌با هم حرف نمی‌زدند. زن غضنفر وقتی شب میره بخوابه، یك یادداشت برای غضنفرمی‌گذاره كه: منو فردا ساعت ۶ بیدار كن. صبح زنه ساعت ۱۰ از خواب پا میشه، ‌می‌بینه غضنفر براش یك یادداشت گذاشته كه: پاشو زنیكه خر! ساعت شیشه!

یه بار تو آبادان مسابقه تقلید صدای داریوش برگزار میشه، داریوش میاد چهارم میشه
یک روز پلنگ صورتی میره سر خاکه باباش میگه:بابام,بابام,بابام بابام,بابام
یه روز به یک خرگوشه می کن چرا هویج می خوری می گه هوی جوری
روزی به مرده می گو یند چه پفکی رو دوست داری میگه
سی توز

مردی بود که زمانی که هوا رعدو برق میزد سرش و میکرد بالا می خندید
بهش گفتن چرا این جوری میکنی
گفت:مگه نمی بینی دارن عکس میندازن

روزی خری به خری می رسد و می گوید تو چرا خری
می گوید چون جد در جد من خر بوده

یارو می ره تو یك قهوه‌خونه، به قهوه‌چی می گه: داش حال می كنی یك جك عربی بگم؟! قهوه‌چیه می گه: ببین ولك، من خودم عربم، این یارو هم كه كنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان كشتیه. اونی كه رو میز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولاٌ با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز می خوای جك عربی تعریف كنی؟! یارو می گه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضیح بدم چی شد!

یه روز سه تا جوجه خروس رو از مدرسه اخراج می کنند . بابای جوجه خروسا به اولی می گه چرا اخراجت کردند؟ می گه یکم از پرام ریخته بود فکر کردند لختم اجراجم کردند . بابای جوجه خروسا به دومی می گه تو رو چرا اخراج کردند؟ میگه اخه کاکولم وفتاده بود جلوی صورتم فکر کردند راپیستام اجراجم کردند . بابای جوجه خروسا به سومی می گه چرا اخراجت کردند ؟ میگه اخه عکس جوجه مرغ تو کیفم بود
به یکی میگن با ریلکس جمله بساز.میگه:رفتیم باغ وحش با گوریل عکس انداختیم.
یه یارو كرد بوده خودشو از پشت بوم میندازه پایین ولی نمی میره
یارو می خواسته خرگوش بگیره می ره پشت درخت صدا هویج در میاره
معلم : با آجر جمله بساز دانش آموز خانوم با آجر جمله نمی سازند خانه می سازند
به صدام میگن شما چه طوری در این گیر و دار فرار کردید ؟ صدام میگه موتور سیکلتم تلاشه
به یکی میگن با لجن جمله بساز میگه همه تو ایران با من لجن
به آبادانیه خبر میدن كه بابات مرده، می گه: آخ جون... از فردا تریپ مشكی
آبادانیه می خواسته بره خواستگاری، دیرش شده بوده حواسش پرت می شه شلوارش رو پشت و رو می پوشه و با عجله می دوه تو خیابون، یهو یك ماشین میاد می زنه درازش میك نه وسط خیابون. رانندهه میاد بالا سرش، می گه: طوریت كه نشده؟ آبادانیه یك نگاه به سر تا پاش می كنه، چشمش می افته به شلوارش، می گه: چی چیو طوری نشده، ولك زدی حسابی پی چوندی!
یه مرده میره حموم پاش میره رو صابون می خوره زمین دیگه نمیره حموم
یه روز یه بابایی پاش درد میکرد تو جورابش قرص بروفن انداخت!!
یه روز به یه لاک پشت میگن دروغ بگو . میگه دویدمو دویدم
یک مرده یک مار رو اذیت میکنه ماره میگه سرطان بگیری
یه روز یه نخودِ می رسه به یه کشمشِ، کشمشِ میگه قربونه اون چاک ِ ... نَت. نخودِ میگه از بس این حرفارو زدی که چوب توی ...نَت کردن
یه روز یه نفر زنگ میزنه مخابرات می گه :
آقا ببخشید , شما شماره اکبر آقا رو دارید .
تلفنچی می گه : نه
مرد میگه : پس لطفا یادداشت کنید
به یکی میگن :نظرت درباره نوشابه چیه؟
میگه:نوشابه هم اب داره هم گاز داره ولی حیف برق نداره.
به یکی میگن:نظرت درباره خلیج فارس چیه؟
میگه:خیلی خوبه ولی باید اسفالت بشه.

پسره به باباش میگه:بابا میخوام برم دانشگاه نظرت چیه؟
باباهه میگه:بابا اگه به درست لطمه وارد نمیشه برو.

به یکی کارت تلفن میدن . کارت پرس میزنه.
یکی خودکارش تموم میشه.ترک تحصیل میکنه.
به یکی میگن:اگه دنیا رو بهت بدن چیکار میکنی؟
گفت:میفروشمش میرم اروپا.
یک رو. به ۱ نفر میگن با شیشه جمله بساز
میگه ساعت شیشه
یه روز به یك اسكلت می گن دروغ بگو می گه :
تپلوام تپولو صورتم مثل هلو
از سه نفر پرسیدند: شماها كی بدنیا اومده اید؟
اولی: نیمه اول سال

دومی: نیمه دوم سال

سومی: در وقت اضافه.!!!!
یك روز به یك جوانی می گویند :

آقای محترم جلوی پمپ بنزین سیگار نكش.

جوان جواب می ده : برو ببینم من جلوی بابام هم سیگار می كشم.!!!
یه روز قوچعلی و یه تهرونی و یه اصفهونی میخوان برن پیك نیك قوچعلی میگه: ناهار رو من میارم

تهرونیه میگه : نوشابه هم رو من میارم

اصفهونیه میگه : منم دادشیمو میارم!!!
فیله و مورچه هه باهم ازدواج میكنن
فیله میمیره مورچه هه میگه:
بدبخت شدم حالا باید تا آخر عمر براش قبر بكنم !!
دو نفر بهم میرسند.

اولی: از علی چه خبر؟

- علی مرد.

- چه جوری؟

- تریلی رفت رو انگشتش.

- ولی آخه اینكه نباید منجر به مرگ بشه؟

- آخه وقتی تریلی روی انگشتش رفت, انگشتش توی دماغش بود...!!!
مردی رفیقش رو بعد از مدتها می بینه و در مورد كار و بارش سئوال میكنه.

رفیقش بالكنت زبون جواب میده:

والله ما یییك كاكاكارخونه زدیم ولی بعد از یكماه آآآتیش گرفت, و ههههمه اش سوخت.

بعد رفتیم تو خخخرید بوبوبورس بعد از یه یه یه یه هفهفته ۵ میلیون توتوتومن ضضضرر كردم, مرد به رفیقش میگه:

با اینهمه ضرر خوبه كه سكته نكردی؟

رفیقش جواب میده: پپپس فكككر كردی دارم ااادای عمه ات رو دددر میارم؟؟؟!!!!
روزی یه نفر كه زبونش می گرفته میره دم دكه سیگارفروشی و میگه:

- آآآقا بببخشید سیسیگار دارین؟

صاحب دكه میگه: نه, نننننداریم.

همون موقع یه نفر دیگه میاد و میپرسه آقا سیگار دارین؟

صاحب دكه میگه: نه آقا نداریم.

مرد اولی ناراحت میشه و یقه فروشنده رو میگیره و میگه:

آآآقا دددمت گرم, حاحالا ددیگه ااادای منو دددر میاری؟

صاحب دكه میگه: نه نه جوجون تو ااادای اواونو دددر می آآآآوردم!!!!!
سلمانی از مشتری تازه كه می خواست ریشش را اصلاح كند, پرسید:

آیا من تا حالا ریش شما را اصلاح كرده ام؟

- نه آقا, این جای زخمها مربوط به زمان جنگ است.....

چند نفر می رفتند كوه, سرپرست شون لكنت زبون داشت, از وسط های راه هی می گفت: چ چ چ چ .

گروه میرسه بالای كوه, می خواستند چادر بزنند, سرپرست میگه:

چ چ چادر یادم رفت!!!میگن ای بابا باید برگردیم پایین, توی راه برگشت سرپرست همش می گفته: ش ش ش ش .

خلاصه می رسند پایین و می بینند كه چادر نیست.
از هم می پرسند چادرها كو؟

میگه ش ش ش شوخی كردم!!!!!
اولی: تو از تبعید می ترسی یا حبس ابد یا اعدام؟

دومی: از هیچكدام, من فقط از زنم می ترسم...!!

- آقای سردبیر باز هم این روزنامه پر از اشتباه چاپیه امروز بیش از صد نفر تلفن كردند و اعتراض كردند.

- جناب مدیر اجازه میدین از امروز شماره تلفن روزنامه رو هم اشتباه چاپ كنیم؟؟؟!!!
یه بابایی خونه اش آتیش گرفت, هی میرفت توی آتیش و برمیگشت.

همسایه ها پرسیدند: چرا هی میری تو و میای بیرون؟

گفت: برای اینكه مادرزنم توی خونه ست.

پرسیدند: چرا بیرونش نمیاری؟

گفت: میرم تو, هی این رو اون روش میكنم, حالا زوده بیارمش بیرون!!!!
- آقا من اومدم خودم رو بیمه كنم.

- بسیار خب در مقابل چه حوادثی می خواهید خودتون رو بیمه كنید؟

- در مقابل مادرزنم...!!!!



↓ تبلیغات و فروشگاه اینترنتی ↓

 وضعیت: فعال


تبليغات
مطالب روز
زن بزرگتر ازشوهر عیب دارد؟
مركب شیطان
رانده شدن شیطان
علماء امامیه زحمت ها..
مناظره امام رضا(ع )..
109 هدیه ،..
448 اسم اعظم خداوند
334 راه اداء دین
2 دستهایم رو..
معروفترین ابزار فشرده سازی..
نان سبوس دار بهتر است
هیولاى درون !
حقوق روزنامه نگاران در..
نقش تغذیه در کاهش..
ورود خودكار به ویندوز
توصیه های بهداشتی در..
یک تصویر پس زمینه..
از برترین آنتی ویروس..
وضعیت فروش ژاپنی ها..
ابی ظالم..
یه دلتنگیه دیگه
آنچه در مورد آی..
او را تشویق كنید..
بهترين ها
بهترین لینک ها

 جستجو برای:     فقط با عکس:   آمار سايت:
 جستجو در:   جستجو پیشرفته    

همکاری تبلیغاتی | نقشه سایت | شرایط استفاده | تماس با ما |