دو نفر که همدیگرو خیلی دوست داشتند و یک لحظه نمی تونستند از هم جدا باشند، با خوندن یک جمله معروف از هم جدا می شوند تا یکدیگر رو امتحان کنند و هر کدام در انتظار دیگری، همدیگرو نمی بینند. چون هر دو به صورت اتفاقی به جمله معروف ویلیام شکسپیر بر می خورند: « عشقت را رها کن، اگر خودش برگشت، مال توست و اگر برنگشت از قبل هم مال تو نبوده
__________________________
دختر خیلی خو شتیب و خو شگل تو روزنامه اگهی می ده که یک پسر خیلی خوشگل سفید با ماشین بنز پولدار و قد بلند که دکتر هم باشد بیاد برای خواستگاری. یه آبادانی سیاه و قد کوتاه با ماشین رنو می یاد در خونه ی دختره ... دختره به آبادانی می گه تو که این شرایط نداری برای چی آمدی ؟ آبادانی می گه من فقط اومدم بگم دور من یکی رو خط بکش
____________________________
اگه می دونستی دستای سرد من چقدر به گرمی دستات نیازمنده... اینقدر دست تو دماغت نمی کردی
________________________
دوتا ترکه تصمیم میگیرن فارسی صحبت کنن اولی میگه پاشو دومی می گه نمیپاشم اولی جواب میده نگو نمیپاشم بگو پاشیده نمی شوم
____________________________
کانون فرهنگی آموزش اعلام کرد که یانگوم از سال دوم دبیرستان در آزمون های این مؤسسه شرکت می کرد
______________________
دو تا ترك داشتن تو یه ماشین بمب كار میذاشتن یكیشون به اون یكی میگه: اگه این بمب الان منفجر شه چی كار كنیم؟ اون یكی میگه نگران نباش من یكی دیگه دارم
_________________________
ایرانسل عشق را تكمیل می كند: در نیمه شبها با دقایق رایگان ایرانسل مخ عزیزانتان را كاملا بزنید!! عشق را با ایرانسل معنی كنید
↓ تبلیغات و فروشگاه اینترنتی ↓
|